به گزارش افق سرمایه؛ ایران با بیش از 90میلیوننفر جمعیت دومینذخایر گاز و چهارمین ذخایر نفت جهان و موقعیت ترانزیتی ممتاز میان شرق و غرب در نظریه توسعه از تمام مواهب یک معجزه اقتصادی برخوردار است اما عملکرد دو دهه اخیر کشورمان داستانی دیگر روایت میکند.
در همین راستا صندوق بینالمللی پول در آستانه برگزاری نشستهای سالانهاش در بانکوک شماره سپتامبر۲۰۲۶ نشریه تخصصی خود بهنام فایننس اند دیولپمنت را بهاقتصاد آسیا اختصاص داده است. نامه سردبیر و مقاله کریشنا سرینیوسان مدیر دپارتمان آسیا-اقیانوسیه صندوق درکنارهم تصویری جامع از اوجگیری، گلوگاهها و دوراهیهای پیشروی قاره آسیا بهعنوان بزرگترین موتور رشد جهان ترسیم میکنند؛ تصویری که برای ایران میتواند هم آیینه تمام نمای وضعیت کنونیاش باشد و هم نقشه راهی برای آینده جهت عبور از این وضعیت نامطلوب.
تحریمهای دهه۹۰ رکودهای عمیق، تورم مزمن بالای و سقوط مستمر پول ملی چرخهای از توقف و احیای در مسیر توسعه اقتصادی ایران ساختند بهطوریکه طبق برآوردهای صندوق بینالمللی رشد ناخالص داخلی ایران از حدود ۳درصد در سال۲۰۲۴ از سال گذشته بهصفر یا حتی مطابق با برخی روایتها زیر صفر رسیده است.
آسیا موتور اقتصاد جهانی
آسیا امروز میزبان بیش از نیمی از جمعیت جهان است و نزدیک به۴۰درصد تولید جهانی و حدود دوسوم رشد اقتصادی جهان را تامین میکند؛ سهمی که در دهه۱۹۹۰ تنها یکچهارم بود. آمارهای صندوق بینالمللی پول در یک روند ۵۰ساله سهمرحله را برای توسعه اقتصادی آسیا ترسیم میکند. برخاستن در دهههای میانی قرن بیستم، شتابگیری در دهههای۸۰و۹۰ و سلطه در قرنبیستویکم.
این صعود تاریخی صدها میلیون انسان را از فقر بیرون کشید و آسیا را از کارخانه جهان بهکانون نوآوری، خدمات و مالی بدل کرد. ویتنام نمونه معاصر این مسیر است؛ ثبات اقتصادی و گشودگی بهتجارت و سرمایهگذاری خارجی یعنی همان فرمولی که نسل پیش کرهجنوبی را بهشکوفایی رساند امروز مجتمعهای نیمهرسانا در حاشیه هوشیمینسیتی را بهزنجیره ارزش جهانی پیوند زده اما بهتعبیر سرینیوسان مدل قدیمی بهسرعت فرسوده میشود و پرسش کلیدی این است که آیا آسیا پیش از ثروتمندشدن پیر خواهد شد؟
۴ گلوگاه ساختاری
درهمینراستا چهار گلوگاه ساختاری آسیا از منظر کارشناسان در وهله اول افت بهرهوری و تخصیص ناکارآمد سرمایه است. رشد بهرهوری از بحران مالی جهانی بهبعد در بیشتر اقتصادهای آسیایی کند شده است. سرمایهگذاری بالا مانده اما بازدهی سرمایه بهدلیل تخصیص نادرست کاهش یافته، نظامهای مالی بانکمحور بهنفع بنگاههای بزرگ و دولتی عمل میکنند و بنگاههای جوان و نوآور از منابع محروم میمانند. نسخه صندوق گذار از سرمایهگذاری بیشتر بهسرمایهگذاری بهتر است بهطوریکه تعمیق بازارهای سرمایه و گسترش تامین مالی خطرپذیر تا سرمایه با قیمتگذاری بازار بهکاربردهای پربازده جریان یابد.
مساله دوم آسیا پیری جمعیت بوده بهطوریکه باروری از حدود ششفرزند برای هر زن در دهه۱۹۶۰ به۶/۱ فرزند رسیده و امید بهزندگی از حدود ۵۰سال بهاواسط دهه۷۰ رسیده و تا۲۰۵۰ یکپنجم جمعیت آسیا بالای ۶۵سال خواهد بود اما این فرایند یکنواخت نیست. ژاپن، کره و چین با نیروی کار کوچکشونده روبهرو هستند، هند، مالزی و ویتنام شاهد فروکش سود جمعیتی هستند و نپال و فیلیپین هنوز پنجره فرصت دارند. بهگفته کارشناسان برای اقتصادهای پیر، بهرهوری و هوشمصنوعی جبرانکننده کمبود نیروی کار است و برای اقتصادهای جوان ایجاد شغل باکیفیت حیاتی. در غیر این صورت سود جمعیتی از دست میرود.
مساله سوم آسیا شکنندگی تجاری است. این قاره آسیا نزدیک یکسوم تجارت جهانی را در اختیار دارد اما ژئواکونومیکیشدن رقابتها الگوهای زنجیره تامین را بازآرایی میکند. کمتر از ۳۰درصد صادرات کالاهای نهایی منطقه در خودِ منطقه مبادله میشود یعنی نصف سهم اروپا و آمریکای شمالی. آسهآن مجموعا معادل چهارمیناقتصاد بزرگ جهان است اما تجارت درونبلوکیاش کمتر از یکچهارم کل تجارت بوده که نتیجه ضعف لجستیک نابرابری سرمایه انسانی و موانع غیرتعرفهای محسوب میشود.
درهمینرابطه برآورد صندوق نشان میدهد تعمیق همگرایی میتواند در بلندمدت حدود ۸/۱درصد بهتولید واقعی منطقه بیفزاید(معادل افزودن اقتصادی بزرگتر از تایلند امروز) و بیشترین سود متوجه آسهآن است. از سوی دیگر مرز بعدی خدمات بوده بهطوری که در هند حدود یکچهارم صادرات خدمات مدرن است و در فیلیپین میلیونها نفر در برونسپاری فرایندهای کسبوکار شاغل هستند.
موضوع بعدی آسیا نیز امنیت انرژی است. بهتعبیر نویسنده مقاله اخیر صندوق بینالمللی پول، امنیت انرژی دیگر دغدغهای بلندمدت نیست بلکه چالشی کلاناقتصادی در کوتاهمدت بوده زیرا وابستگی بهسوخت فسیلی وارداتی با تقاضای رو بهانفجار از توسعه صنعتی ویتنام تا دیتاسنترهای سنگاپور و شهرنشینی اندونزی برخورد کرده است. درچنینشرایطی کشورها در حال چرخش هستند. بهعنوان مثال ویتنام بهتجدیدپذیرها، اندونزی از زغالسنگ، فیلیپین بهتنوعبخشی و تایلند بهاولویتدادن بهگذار انرژی است. بنابراین چالش سرعتبخشیدن بهگذار بدون قربانیکردن مقرونبهصرفگی و اطمینانپذیری است.
هوش مصنوعی فرصت دوپهلو
از سوی دیگر آسیا با حدود ۹۰درصد جمعیت متصل بهاینترنت و بیش از دوسوم نوآوری جهانی در فناوری دیجیتال آماده بهرهبرداری از هوش مصنوعی است. مدلسازی صندوق نشان میدهد در کشورهایی با بنیانهای قوی هوش مصنوعی میتواند سالانه تا یک واحددرصد بهرشد بیفزاید و برای ژاپن و کره پیر جبرانکننده نیروی کار کاهنده محسوب شود اما منافع بهطور خودکار توزیع نمیشود بهعنوان مثال کارگران ماهر بیشترین سود را میبرند و شاغلان جایگزینشده ممکن است جا بمانند بنابراین سرمایهگذاری در آموزش، زیرساخت دیجیتال، بازآموزی نیروی کار و سیاستهای بازتوزیعی ضروری است. علاوهبراین دیجیتالیشدن نیز(نمونه پرداختهای دیجیتال هند با جابهجایی تریلیونها دلار در سال) درآمد دولتها و شفافیت را افزایش میدهد هرچند شکاف دیجیتال میان و درون کشورها همچنان جدی است.
بعد انسانی اصلاحات
درهمینرابطه گیتا بات سردبیر مجله صندوق یادآور میشود که رشد باید بهدستاوردهای ملموس بینجامد. اعتراضهای اخیر در منطقه نشان میدهد بسیاری از جوانان رشد را بهمثابه شغل مطمئن و تحرک اجتماعی نمیبینند. محمد چاتیب بصری، وزیر اسبق دارایی اندونزی در خصوص این تنشها معتقد است: فراوانی روی داشبورد با خشم در خیابان همزیستی دارد. آنتونی تان، همبنیانگذار Grab نیز میگوید فناوری میتواند زندگی کارگران غیررسمی بهعنوان ستونفقرات اقتصاد روزمره را بهبود دهد و سیاستگذاران باید کار غیررسمی را در آغوش بگیرند. دونگ هو نیز از چرخش عملگرایانه آسیا از دلار بهتسویه ارز محلی مینویسد و ستاپوت سوتویوارناروپوت هشدار میدهد این انقلاب مالی دیجیتال باید از سرعت به اعتماد برسد. بن بلند نیز استدلال میکند منطقه دیگر نمیتواند بر نظام تجارت باز جهانی تکیه کرده و باید سیاستهای صنعتی را همراستا کند.
چشمانداز کمی
درچنینشرایطی محاسبات مقاله تا۲۰۵۰ سهنیروی متضاد را مورد بررسی و شناسایی قرار میدهد. کوچکشدن جمعیت سالانه حدود ۳/0واحددرصد از رشد میکاهد؛ بهرهوری ناشی از هوش مصنوعی ۲/0تا یکواحددرصد میافزاید و همگرایی تجاری ۱/0تا3/۰واحد دیگر اضافه میکند. درنتیجه با تحقق کامل بهرهوری رشد آسیا میتواند بهمیانگینهای تاریخی نزدیک بماند یا حتی از آن فراتر رود. بههمین دلیل هم هست که ناظران عصر نخست رشد آسیا را گشودگی بهجهان و عصر آینده را عصر تابآوری و نوزایی مینامند.
درخصوص تحلیل و تفسیر جایگاه ایران در عصر کنونی آسیا میتوان گفت که بررسی روند کشورهای آسیایی در راه توسعه اقتصادی بسیار میتواند قابل توجه باشد. بهعنوان مثال قضیه متناقض در ایران این است که اکنون یکی از چالشهای مهم اقتصادهای آسیایی امنیت انرژی است اما در ایران ناترازی انرژی درحالی اتفاق افتاده که کشور یکی از بزرگترین ذخایر نفت و گاز جهان را دارد. این امر دقیقا همان خطای شکاف انرژی بوده که صندوق بینالمللی پول برای جنوب شرق آسیا برشمرده است.
انتهای پیام/












































